عطر رازقی
  
 گهگاهی
 
آرشیو
 
شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1384
برای خودم ... برای خدای خودم ....

دلم داره می‌ترکه !‌

هی اشکامو قورت میدم ولی بازم بیرحمانه از گوشه چشمام میریزه پایین و رسوام میکنه .....

خدایا خودت بگو چه کنم ....

خدایا این چه حکمتیه که همیشه آدمای صبورت گرفتاری و بدبختی بقیه آدمارو به دوش میکشن!؟‌

 که اونایی که خوبند و مهربونند بیشتر آزار میبینن و اذیت میشن..

 خدایا همه کارام با دردسر انجام میشه ...

انگار همیشه دیر میرسم ...

خدایا !‌من هیچ وقت برای کسی بد نخواستم ...

برای خدای خودم بنده خوبی بودم ...اینو مطمئنم ....

پس چرا همیشه اونی که گرفتاری میکشه منم ؟!؟!؟!

خدایا نمیخوام بگم منو یادت رفته ...

میخوام بگم بیشتر یادم باش،‌ میشه !؟؟!‌

به خودت قسم که اصلا خودخواه نیستم،‌ اما خسته چرا !‌ تا دلت بخواد....  ‌

خسته‌ام ،‌ خیلی خسته !!‌‌

 خودت کمکم کن ....

آمین !‌

 



 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 134964


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها