X
تبلیغات
رایتل
عطر رازقی
  
 گهگاهی
 
آرشیو
 
چهارشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1386
خر مهره!

کور شم من که چشمم واسه هیچ کس به اندازه خودم شور نیست ... اومدم هی گفتم همه چی آروم و معمولیه، از چند روز بعدش به مدت 3 هفته چنان استرس و جنگ اعصابی نصیبم شد که رسما گوشت تنم ریخت ... اما به هر حال به خیر گذشت و تنها نتیجه اخلاقی باقیمونده از قضیه این بود که " هیچ وقت دلت برای هیچ کس، بیشتر از خودش نسوزه ! برای هیچ کس " و اینکه "آدمها به شرایطی که توش قرار میگیرن، خوب یا بد، عادت میکنن ... اینکه من نوعی هر از گاهی از بیرون وارد این سیستم ولو معیوب، بشم و بخوام یه تغییراتی، هر چند کاملا منطقی، ایجاد کنم جز بهم زدن اکوسیستم راه به جای دیگه ای نمی برم ... "

 

 فردا امتحان تخصصه ... مدیونین اگه فکر کنین من ذره ای استرس دارم ... از اینور میرم مدرک آزاد میکنم از اونور امتحان تخصص میدم ... از این یه بوم و دو هوا خوشم نمیاد ... نکته آزار دهنده اینه که من اصلا فعلا برنامه ای برای ادامه درس خوندن اینجا ندارم ... خودم که تکلیفم با خودم روشنه ... منتها خانوم والده گمون میکنن بچه شون نابغه است و امتحان تخصص هم به دعای خیر ایشون وصله ... اینه که هی میگه حیفه امتحان ندی ... از این کارای زورکی که فقط واسه راضی کردن بقیه است خوشم نمیاد ... ازم انرژی میگیره این ظاهر سازیای الکی ...

 

راستی من دنبال یه اسپانسر چشم و دل پاکم که یه ده پونزده هزار دلار برام سرمایه گذاری کنه ...  نتیجه سرمایه گذاریشم تضمینیه .... کسی رو سراغ ندارین ؟!

 

 

--------------------------------

 

پست بعد از امتحان :

سوالات مربوط به هر درسی برای امتحان بورد طراحی شده بود نه امتحان ورود به دوره دستیاری !

گزینه محبوب من :‌ جیم!

کیک و آبمیوه اش خیلی بدمزه بود !

 پر واضح بود و هست که قبول نمیشم!

 

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 134902


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها