عطر رازقی
  
 گهگاهی
 
آرشیو
 
شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1385
من .... حسنی .... ۲۷ سال دارم!‌

 

امروز کلی جینگول مینگول کردم اومدم سر کار .... معمولا صبحها عین گوله پرت میشم توی خیابون!‌

حالا امروز صبح مطابق معمول یه دوش فوری فوتی گرفتم... وقت داشتم ...

سر صبر موهامو خشک کردم و کلی قر و فر ....

بعدم یه آرایش ملایم اما به سبک جدید من درآوردی !‌ مشتمل بر یه رو‍ژ گونه پررنگتر از همیشه و یه سایه خاکستری بدون خط چشم و این چیزا و یه رژلب همرنگ رژ گونه ام ... بعدم یه مانتوی خاکستری تنگ و کوتاه و یه شلوار یه کم تیره تر و باقی قضایا مشکی!‌

خلاصه کلی گوله نمک شده بودم واسه خودم !!! ( بفرما تعریف تو رو خدا!!!‌ تعارف نکن !‌ )

 خلاصه تیش تیش تیش پا شدم اومدم سر کار .... Self Esteem بالا و خوش و خندون با نیش باز ....

 

اومدم دیدم همه اینجا مشکی پوشیدن و ته ریش دارن و همه یه جورایی چشماشونو میدزدن از من ... گفتم لابد محو جمالاتم شدن خلاصه یه کم که گذشت  یادم افتاد ای دل غافل !!!! این هفته ظاهرا ایام فاطمیه است و امروز شروع هفته!‌ تازه فهمیدم که شه جالب!!! عدل در شروع مراسم عزاداری بنده هوس قرتی بازی کردم ....

میگن حسنی به مکتب نمیرفت .....

خلاصه اگه از کار بی کار شدم بدونید چرا ... گفتم که نگید نگفتی !‌

 

 

          þ

When progress on a personal goal is slowing down,it's just a test, so don't lose your concentration or do something silly like give up. Things aren't always perfect, but attitude is everything. Keep your chin up and keep smiling

  


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 134964


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها